در محضر معصومين (عليهم السلام)

پاکدامنى و معرفت به خدا
قالَ الاْمامُ السجاد - عليه السلام - : ما مِنْ شَيْيء أحبُّ إلي اللّهِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ مِنْ عِفَّةِ بَطْن وَفَرْج، وَما شَيْيءٌ أَحَبُّ إلي اللّهِ مِنْ أنْ يُسْألَ. «تحف العقول، ص 204» امام سجاد - عليه اسلام - فرمود: بعد از معرفت به خداوند چيزي محبوب تر از دور نگه داشتن شكم و عورت ـ از آلودگي ها و هوسراني ها و گناهان ـ نيست، و نيز محبوبترين كارها نزد خداوند مناجات و درخواست نيازمنديها به درگاهش مي باشد.


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَناصِراً وَ دَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا.
Joomla Slide Menu by DART Creations
CONFERENCE TABLE
DESK
FANCY OFFICE CHAIR
GROUP 4
LUXURIOUS OFFICE TABLE
RECEPTION TABLE
TABLE LAMP
WAITING LONGE
مخالفت پدر ابوبکر با خلافتش چاپ
یکشنبه, 10 مهر 1390 ساعت 23:51

 

وقتي ابوبکر را خليفه کردند در طائف بود. به اتفاق مورخين شيعه و سني ابوبکر در آن هنگام به پدر خود نوشت:
اين نامه اي است از خليفه رسول خدا ابوبکر. بدان که مردم من را به جهت زيادي و بزرگي سن ! به خلافت انتخاب کردند. تو نيز با قوم من موافقت کن و با من بيعت کن که امروز من خليفه خدايم ! و هرچه زودتر بيايي براي تو به بهتر است.

 

ابي قحافه پدر ابوبکر نوشت:
تو خود را خليفه رسول خدا معرفي کرده اي و بعد از آن نوشته اي که مردم من را به به جهت زيادي و بزرگي سن به خلافت انتخاب کردند و به همين دليل من خليفه خدايم ! ولي (اشتباه مي کني) تو خليفه مردم هستي، نه خليفه رسول الله! و نه خليفه خدا ! (زيرا مردم تو را انتخاب کردند نه خدا و رسول ص)
و اگر تو را به جهت زيادي سن خليفه کرده اند. سن من از تو بيشتر است. پس بايد من را خليفه کنند و تو بر خلاف قول خداوند بر پدر خود و بر خلق خليفه شده اي. تو خود مي داني که اين امر (خلافت) حق کس ديگري مي باشد. اگر حق را به صاحب حق (که علي بن ابيطالب ع است) واگذاري، براي تو بهتر است. براي اينکه تو از عهده خلافت بر نمي آيي. و نامه اي که نوشته اي بسيار احمقانه است. اگر تو به برکت رسول الله به امر خلافت رسيده اي بدان اهل بيتش به آن سزاوارترند و اگر به خاطر شرف به خلافت رسيده اي من از تو شريف ترم.
والسلام.
بعد از آن که ابابکر نامه پدرش را خواند، از پدر آزده شد. و آن نامه را با آتش سوزاند.
(بحارالانوار، ج‏29، ص 95 و ج28 ص329)

 

 

آمار بازدیدکنندگان

9امروزmod_vvisit_counter
154دیروزmod_vvisit_counter
9این هفتهmod_vvisit_counter
2172هفته گذشتهmod_vvisit_counter
4834این ماهmod_vvisit_counter
6441ماه گذشتهmod_vvisit_counter
2241706کل بازدیدهاmod_vvisit_counter

بازدیدکنندگان: 9 مهمان حاضر
IP شما: 54.160.245.121
 , 
امروز: 26 آذر 1396