در محضر معصومين (عليهم السلام)

حكمت روزه
سُئِلَ الْحُسَيْنُ عليه‏ السلام: لِمَ افْتَرَضَ‏اللّه‏ُ عَزَّوَجّلَ عَلى عَبيدِهِ الصَّوْمَ؟ قالَ:لِيَجِدَ الْغَنىُّ مَسَّ الْجُوعِ فَيَعُودَ بِالْفَضْلِ عَلَى المَساكينَ؛ از امام حسين (عليه‏ السلام) سؤال شد: چرا خداوند روزه را بر بندگانش واجب كرد؟ امام (عليه‏ السلام) فرمودند: براى اينكه ثروتمند سختى گرسنگى را بچشد و در نتيجه از زيادى ثروتش به بيچارگان كمك كند. [موسوعة كلمات الامام الحسين عليه‏ السلام، ص 692، ح 759.]


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَناصِراً وَ دَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا.
Joomla Slide Menu by DART Creations
CONFERENCE TABLE
DESK
FANCY OFFICE CHAIR
GROUP 4
LUXURIOUS OFFICE TABLE
RECEPTION TABLE
TABLE LAMP
WAITING LONGE
مخالفت پدر ابوبکر با خلافتش چاپ
یکشنبه, 10 مهر 1390 ساعت 23:51

 

وقتي ابوبکر را خليفه کردند در طائف بود. به اتفاق مورخين شيعه و سني ابوبکر در آن هنگام به پدر خود نوشت:
اين نامه اي است از خليفه رسول خدا ابوبکر. بدان که مردم من را به جهت زيادي و بزرگي سن ! به خلافت انتخاب کردند. تو نيز با قوم من موافقت کن و با من بيعت کن که امروز من خليفه خدايم ! و هرچه زودتر بيايي براي تو به بهتر است.

 

ابي قحافه پدر ابوبکر نوشت:
تو خود را خليفه رسول خدا معرفي کرده اي و بعد از آن نوشته اي که مردم من را به به جهت زيادي و بزرگي سن به خلافت انتخاب کردند و به همين دليل من خليفه خدايم ! ولي (اشتباه مي کني) تو خليفه مردم هستي، نه خليفه رسول الله! و نه خليفه خدا ! (زيرا مردم تو را انتخاب کردند نه خدا و رسول ص)
و اگر تو را به جهت زيادي سن خليفه کرده اند. سن من از تو بيشتر است. پس بايد من را خليفه کنند و تو بر خلاف قول خداوند بر پدر خود و بر خلق خليفه شده اي. تو خود مي داني که اين امر (خلافت) حق کس ديگري مي باشد. اگر حق را به صاحب حق (که علي بن ابيطالب ع است) واگذاري، براي تو بهتر است. براي اينکه تو از عهده خلافت بر نمي آيي. و نامه اي که نوشته اي بسيار احمقانه است. اگر تو به برکت رسول الله به امر خلافت رسيده اي بدان اهل بيتش به آن سزاوارترند و اگر به خاطر شرف به خلافت رسيده اي من از تو شريف ترم.
والسلام.
بعد از آن که ابابکر نامه پدرش را خواند، از پدر آزده شد. و آن نامه را با آتش سوزاند.
(بحارالانوار، ج‏29، ص 95 و ج28 ص329)

 

 

آمار بازدیدکنندگان

49امروزmod_vvisit_counter
653دیروزmod_vvisit_counter
49این هفتهmod_vvisit_counter
3245هفته گذشتهmod_vvisit_counter
5894این ماهmod_vvisit_counter
1653ماه گذشتهmod_vvisit_counter
2222032کل بازدیدهاmod_vvisit_counter

بازدیدکنندگان: 44 مهمان حاضر
IP شما: 54.224.202.184
 , 
امروز: 03 مهر 1396